X
تبلیغات
رایتل
شیخ شنگر هوای خنجرن هومندو سکونش مرمرن
بازدیدکنندگان : 236954


آرشیو
شنبه 29 بهمن‌ماه سال 1384
من مرگ را سرودی خواندم........
 
نامه دبیر سرویس پارلمانی " ایلنا"به  محموداحمدی‌‏نژاد

ایلنا: دبیر سرویس پارلمانی خبرگزاری کار ایران" ایلنا" در نامه‌‏ای سرگشاده خطاب به رییس‌‏جمهوری، خواستار اقدام ایشان برای آزادی الهام افروتن خبرنگار نشریه"تمدن هرمزگان" شد.


متن کامل نامه مسیح علی‌‏نژاد به محمود احمدی‌‏نژاد، رییس جمهوری اسلامی ایران درپی می‌‏آید:
جناب آقای محمود احمدی‌‏نژاد
رییس‌‏جمهوری اسلامی ایران!
با سلام و احترام
اعتراف می‌‏کنم نخستین بار است که دوست دارم نام شما را به عنوان رییس‌‏جمهور خطاب کنم، چون اکنون واقفم که فقط بار سنگین اجرای قانون اساسی و سوگندی که برای اجرای کامل آن خورده‌‏اید، کافی است تا کوه هم از زیر بار چنین مسؤولیتی شانه خالی کند، توش و توان و تحمل برایتان آرزومندم.

جناب آقای رییس‌‏جمهور!
چه اهمیتی دارد که مانند بسیاری از دوستان روزنامه نگارم در ایام انتخابات در مقابل عکس‌‏های شما بی‌‏تفاوت شانه بالا ‌‏‌‏انداختم و پس از انتخاب شما نیز سخت گریستم و گریستیم؟ مهم این است که شما اعتقاد به کریم خطابخش و پوزش‌‏پذیری دارید که ستارالعیوب است و چون همسایه که نمی‌‏بیند و می‌‏خروشد، می‌‏بیند و می‌‏پوشد. مهم این است که مسلمانید و باید در دولت به نام شما با دوستان مروت و با دشمنان مدارا شود.
سخن دراز نکنم که می‌‏ترسم درازای سخنم موجب ابطال رسالتم گردد و مرگ دختر جوانی را به نظاره بنشینم که شرح حالش برانم داشت تا قلم گیرم و با توکل بر خدا به شما نامه ای بنویسم که" حرکت کردن بهتر از ماندن است".
جناب رییس‌‏جمهور!
مجبورم تا از شخصی یاد کنم که شاید باری از دوش روزنامه‌‏نگاران برنداشت اما در تاریخ خواهد ماند که" سنگ صبور این جماعت بود"، خاتمی را می‌‏گویم که شما اکنون برجایش تکیه زده‌‏اید با قدرت بیشتر و امکانات افزونتر.
انتخاب من در سوم تیر شما نبودید اما تردید ندارم که دوست دارید برای دختر بی‌‏گناهی که از بدحادثه روزنامه‌‏نگار شده- و من مطمئن هستم که اگر دینار و درمی داشت، هیچگاه دست به این خطر خطیر نمی‌‏زد تا کوس رسوایی‌‏اش عالم و آدم را بردارد- کاری بکنید.
جناب احمدی نژاد!
الهام افروتن را نمی‌‏شناسم اما تردید ندارم که نه از سیاست سردر می‌‏آورد، نه قانون مطبوعات می‌‏داند و نه درک درستی از پذیرش مسؤولیت در رسانه داشت که اگر چنین بود، به راحتی پشتش خالی نمی‌‏شد تا به عنوان مدیرمسؤول پاسخگو باشد و مسؤول روزنامه....،.
می‌‏دانم 21 ساله است ، از سوم بهمن در زندان به سر می‌‏برد. به اتهام انتشار طنزی که تاریخ ورود بیماری ایدز در ایران را سال 1357 اعلام کرده بود. این مقاله پیش از این بر روی سایت های اینترنتی انتشار یافته بود و دست اندرکاران نشریه "تمدن هرمزگان" به اشتباه مطلب را در صفحه بهداشت شماره58 نشریه صفحه بندی کرده بودند.
کار روزنامه‌‏نگاری و رسانه‌‏ای طاقت‌‏فرساست و شاید طاقت افروتن در مسیری که ما هرروز لمسش می‌‏کنیم، طاق شده و فرسوده گشته که مرتکب چنین اشتباهی شده است، اشتباهی که می‌‏دانم قابل توجیه نیست، نه برای او و نه برای مدیرمسؤولی که این گونه مواقع باید با جسارت مسؤولیت اشتباه رخ داده را برعهده بگیرد و پوزش بطلبد.
الهام افروتن، از جنس مرفهین بی‌‏درد نیست، از دار و دسته کوخ نشینانی است که تار مویشان بر کاخ‌‏نشینان برتری دارد و اینک متهم به توهین به شخصیتی است که اگر بود دست عطوفت برسر الهام‌‏ها می‌‏کشید، او جوان است ، با هزاران آرزو، آرزوهایی که جنس‌‏شان را حتما در سفرتان به این استان‌‏ دیده و لمس کرده‌‏اید.
آقای احمدی‌‏نژاد!
وقتی خبرنگار
CNN مصاحبه شما را آنگونه تحریف کرد و شما خطایش را بخشیدید، جسارت یافتم تا از شما به عنوان مسؤول اجرای قانون اساسی بخواهم، تلاش کنید بر خطای الهام افروتن هم به دیده اغماض نگریسته شود تا مبادا تنها نظاره‌‏گر غریب نوازی شما باشیم و خود سالها بر این خانه غریب افتاده باشیم.
آقای رییس‌‏جمهور!
من فقط به مادر پیرش می‌‏اندیشم که چه ‌‏کشیده و می‌‏کشد، وقتی سایه پدر هم بالای سر آن خانواده نباشد. صدای من، فریاد دادخواهی اوست، و اکنون چشم انتظار اقدام از سوی شما که مهرورزی را آیین گفت‌‏وگو قرار داده‌‏اید.
اینک که خیلی‌‏ها کمر همت بسته‌‏اند تا چهره‌‏ای خشن از مسلمانان نشان دهند، نگذاریم که "ابلیس پیروز مست سور عزای ما را به سفره نشیند."
این روزها خبرهای خوبی از الهام افروتن نمی‌‏رسد، و حتی خبر خودکشی او را نیز کسی تکذیب نمی‌‏کند، الهام افروتن فرزند همین نظام است و چشم انتظار مهرورزی، حتی اگر مستحق این مهرورزی نباشد.

*********************************************************************************************************
با شرف باش رفیق
 
  در این میان باید یک باریکلا وصدآفرین به وبلاگ نویسان هرمزگانی اعطا کرد که این گونه خاموشند و حتا یک اطلاع رسانی  خشک وخالی هم انجام نمیدهند و به کارهای احمقانه شان مشغولند.عکاس های ما مشغول گرفتن عکس از در ودیوار و جفنگیات به قول خدشان پست مدرنند و مدعیان وب های بندرعباسی هم که نشسته اند و به مزخرفات صدتایه غاز مشغولند و حتا برخی پا را از این هم فراتر نهاده اند و  الهام را به باد انتقاد گرفته اند.من هم عمل اورا جالب نمی دانم اما محکوم کردن یک آدم محکوم دیگر از آن حرف هاست.به جای آن که بکوشند قضیه ی مشکل روانی الهام را به اثبات برسانند برای ما کاسه ی داغ تر از آش شده اند.
  نه برادر راه را اشتباهی آمده ای ....نوشتن را با سرکوچه ایستادن و تخمه شکستن یا توی پاساژ چرخیدن اشتباه گرفته ای
نوشتن شرف می خواهد که تو نداری.
با شرف باش رفیق درین زمستان.......
 


طراح:خشایار رادافشار

عناوین آخرین یادداشت ها
لینک دوستان