X
تبلیغات
رایتل
شیخ شنگر هوای خنجرن هومندو سکونش مرمرن
بازدیدکنندگان : 237271


آرشیو
چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1385
یک شعر گفتم

تخم مرغ ها تخم مرغ ها تخم مرغ ها

 

 

تخم مرغ ها

تخم مرغ های خاموش

در یخچال فریزر ده فوت

سفید، ساکت، ایستا

در انتظار مسلخ

در کابوس روغن داغ

درِ یخچال را باز کن دختر

با آن انگشتان کشیده

مسحورم کن

بردار این تن سپید سرد را

بشکن پوسته ی نحیف وتردم را

مرا به دست روغن داغ بسپار

من عمری در درون ماهی تابه ی پر حرارتی با شعله ی بالا جلز و ولز کرده ام

با روغن حیوانی نابی بالا و پایین شده ام

مرا بردار که دارم با حسرت به آن انگشتان زیبا خیره می شوم

بگذار قل بخورم مابین آن دستان گرم

برای لحظه ای تنها

لحظه ای ماقبل آن برزخ

ماهی تابه و خون

پیش از آن که سرخ شوم

با این روغن حیوانی ناب

 

 



طراح:خشایار رادافشار

عناوین آخرین یادداشت ها
لینک دوستان