X
تبلیغات
رایتل
شیخ شنگر هوای خنجرن هومندو سکونش مرمرن
بازدیدکنندگان : 237271


آرشیو
دوشنبه 28 فروردین‌ماه سال 1385

۱

 

ژیان سواری ات را کن آقای ویراستار

 

چند شب پیش با سعید بردستانی صحبت می کردم. گفت که مجموعه اش را داده به نشر ققنوس. گفتم جای بسی خشنودی آقا...گفت ای بابا دس رو دلم نذار....و ماجرا را گفت.

گفت از ویراستار ققنوس.گفت نمی دانم کیست و ریده به متن. هرچه دلش خاسته به متن اضافه و کسر کرده. گفت از این آقا . گفت که محمد حسینی نامیست. و من اما می دانستم که او کیست. گفتم که سعید این همان ممد حسینی معروف است پسر. همان که جوایز معتبری را برده و خلق را هم بنده نمی داند و خود را پیرو گلشیری می داند و زبانش را هم پله ای از او بالاتر و البته ویراستار ققنوس هم هست واین گونه گند هم می زند به متنی که طرف با زحمت نشسته درش آورده و ریتم داده به زبان مثلن و اینجوری این بابا به نام ویراستار به قلع و قمع می پردازد. من گفتم و سعید باور نمی کرد. گفتم باور کن سعید باورکن.......

واقعن ویراستاری هم درین مملکت از آن حر فها شده. همین چند وقت پیش یکی از دوستان داستان هایش را داده بود به کسی که ویراستاری کند. ویراستار محترم ما برداشته بود داستان را پر از نقطه و کاما کرده بود و حتا جای فعل و فاعل ها را هم عوض کرده بود. وقتی نویسنده ی بخت برگشته ی ما متن را دیده بود که تبدیل به قصه ای دیگر شده است اعتراض کرده بود وطرف هم در جواب گفته بود که تو زبان فارسیت

ضعیف است و با لهجه ی جنوبی ات داستان نوشته ای!!!!در صورتی که این ریتم و زبان

داستانی یی بوده که راوی ما آن را درآورده بوده وگرنه که او بهتر از من و شما از نقطه و کاما سر درمی آورد. به نظرم این فرمان برای بعضی از ویراستارها زیادی بزرگ است

مثل راننده ی ژیانی که پشت لودر بنشیند. خب طبیعیست که فرمان از دستش در می رود بابا جان.... 

 

۲

 

میخواستم چیزی راجع به شکستن سنگ قبر شاملو بنوسیم دیدم بهترش را کورش اسدی نوشته:

 

 زخم

 

سنگ قبر شاملو را شکسته‌اند.
مگر قرار بود آرامگاه درست کنند برایش.
حالا شما هی امضا جمع کنید.
ارواح خاک شاملو بس کنید از این‌همه امضا بازی. با این جیغ و دادِ امضا جمع کردن چه قندی آب شده تو دل این که تیشه زده به سنگ.
اصلاً دستش درد نکند که زد سنگ را شکست.
عکسش را که من دیدم تنم لرزید. عکس سنگ شکسته را می‌گویم. باور کن اثرش از صدتا سنگ ِ تمیز و شیک، قویتر بود. حالا خود ِخودِ خودش بود.
تمام امضای من و شما پیش این عکسی که شکستگی را ثبت کرده صفر است ـ یعنی پوچ. یعنی می‌خواهم بگویم سنگ قبر شاملو حالا که شکسته، سنگ قبر‌تر است ـ باور کنید. شکستگی تأثیرش قوی‌تر است. شما هم جای جمع کردن امضا بردارید یک چیزی بنویسید درباره سنگ یا قبر یا شاملو یا شعر ـ هرچی، ولی دست از امضا بازی بردارید.
شاملو نه نیاز به قبر دارد نه سنگ قبر. اگر هم سنگی هست شکسته‌اش شکوه دیگری دارد. این را از قول یک داستان نویس دربست بپذیرید. چیزی که حالا توی این شکستگی جلوه کرده، قشنگ، هماهنگِ با هیئت شاملو است ـ شکوه زخم‌خورده
.

 

 



طراح:خشایار رادافشار

عناوین آخرین یادداشت ها
لینک دوستان