شیخ شنگر هوای خنجرن هومندو سکونش مرمرن
بازدیدکنندگان : 238579


آرشیو
جمعه 25 آذر‌ماه سال 1384
شاعران شکست خورده

به گمانم وقتش رسیده است که تکلیفم را با این حرف مشخص کنم. منظورم این گفته یا متلک همیشگی شعرا ست که همواره بیان میدارند نویسندگان شاعران شکست خورده اند.

هرچند که معتقدم این امر آنقدرها ارزش ندارد که بخواهم خودم را به خاطر آن توی زحمت بیاندازم. من برعکس این حضرات فکر میکنم نویسندگان شاعران عاقل شده اند یعنی از مقطعی عبور کرده اند و حالا واقعن یک نویسنده اند.

مرحله ی اول نویسندگی را باید شاعرانه نویسی و قطعه هایی احساسی و خارج از فضای داستانی دانست.نمی شود این موضوع را کتمان کرد که در متن های ابتدایی بیشتر نویسندگان علاقه ی وافری به این گونه نوشتن وجود دارد که در این میان شعر هم گهگاهی ظهور میکند و نویسنده ی آینده ی ما را به سمت خود می خواند و این به خاطر عدم شکل گیری نویسنده چیزی طبیعی ست. به بیان دیگروی هنوز خام است و جا نیفتاده اما چه اتفاقی سبب می شود که این فرد که به قول دوستان شاعر است به آنسوی دیگر برود و شکل نویسنده به خود بگیرد.به گمانم این اصلن ربطی به شکست ندارد و بر عکس حرکتی اودیسه وار است. این افراد که می شود آنها را خوارج هم نامید کسانی اند که با سختی و مشقت از این پهنه ی دریا عبور کرده اند و وارد عالم داستان شده اند.حرکتی رو به جلو که به نظرم پیشرفتی نوشتاری محسوب میشود پس ایشان هستند که در واقع پیروز شده اند و نه شکست خورده. برعکس این شاعران هستند که مانده اند. نویسندگان در واقع کار سخت تری را بر عهده می گیرند و آن پنهان کردن حس در لابلای کلمات است کاملن بر خلاف شعر.شاعران در متن تنبلی خودشان را دارند و دوست هم دارند مدام در جای اولیه خود درجا بزنندـجایگاهی که نویسنده با ترک ان لقب شکست خورده می گیردـ خنده دار است ـنه آقا جان نویسنده سرش به سنگ می خورد و از آن نوشتار احساسی تنبل خارج می شود وبه دنیای جدید و اصیلی که داستان باشد هجوم می آورد.



طراح:خشایار رادافشار

عناوین آخرین یادداشت ها
لینک دوستان